به رد پای افکارم روی احساسم خیره میشوم...
از آگاهی مطلق سفر کردیم تا با تجربه کردن هستی را درک کنیم...
فریاد پرطلاطم ساحل سکوت بر صورتم سیلی میزند...
صداایی حس میشود اما دریغ از ذره ای شنیدن....
الهی اشک اشتیاق بفرست تا از غبار شک رها شویم...
از این بی تفاوتی ها...
از این گم شدن ها...
برچسب:
نویسنده: آیلین نوری